|
1-قهل به قهلی وت ڕووت ڕهش بێت 2-چهم بێ چهقهڵ نابێت 3-له ههموو ههورێک باران نابارێت 4-ئهوهی سمێڵی سوور بێت ههمزاغا نیه 5-نان ئهو نانهیه ئهمڕۆ لهخوانه 6-دهستی ماندوو لهسهر سکی تێره 7-گۆشتی لاڕانی خۆت بخۆ مننهتی قهساب ههڵمهگره 8-تا خاوهن ماڵ دزی گرت،دز خاوهن ماڵی گرت 9-که زۆر هات قهواره بهتاڵه 10-ماڵ له خۆی نهبوو میوانیش ڕووی تێکرد 11-سهری نایهشێت پهڕۆی لێ بهستووه 12-کهڵهشێریش نهبێت ڕۆژ ئهبێتهوه 13-سهفهرو مهعامهله سهنگی مهحهکه 14-کاری ئهمڕۆ مهخهره سبهی 15گیا لهسهر بنجی خۆی ئهڕوێتهوه 16بهرد له جێ ی خۆی سهنگینه 17-دۆم بێت و کڵاش بۆ خۆی دروست کات 18-مار ڕقی له سیره، سیریش له بهردهم کونی مار ئهڕوێت 19-سهلکی سیری یان قنچکی پیازی 20- ههموو شتێک به خوێ، خوێش به مانا 21-ماڵی قهڵب سهر با خاوهنێتی 22-ماست نیه به دهمتهوه دیار بێت 23-چی بچێنیت ئهوه ئهدووریتهوه 24-پاره بدهو مهلا له مزگهوت دهرکه 25-سهیری دایک بکهو ، دوێته بخوازه(داڵک بدوێنهو دوێته بخوازه) 26- ماسی له بهحرا سهودا ناکرێت 27-شهل نی یه پێ ی شکاوه 28-قهدری زێڕ لا ی زهڕهنگهره 29-ئاش له خهیاڵێک ، ئاشهوان له خهیاڵێک 30-به بهردێک دوو چۆلهکهی کوشت 31-برسێتی ڕهگی هاری بهدهمهوهیه 32-دار ههڵبڕه سهگی دز دیاره 33-دوو پشکه لهخۆی بهشکه 34-بۆ ڕیش جوو سمێڵیشی دانا 35-مریشک هێلکهی قازی کرد قنگی دڕا 36-به قهد بهڕهکهی خۆت قاچ ڕاکێشه 37-ههر کهس به لێفهی خۆی بنوێ 38-کێ خواردوویهتهوهو کێ ی گرتووه 39-بانێکهو دوو ههوا 40-بهڕه لای تهنکیهوه ئهدڕێ
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:38  توسط لوجار
|
۱-پغشه خوهی چهسه و فشار خونی چهسه مگس خودش چیست، فشار خونش چه باشد
۲-مهگهر نان و گووش جایته مگر نان را با گوش می جوی ۳-مهغز خهر خواردیه مغز خر خوردهای ۴-مهر م شترم ههفت جا سهرم بووری مگر من شتر هستم هفت مرتبه سرم را ببری ۵-مهر قهن ده ئاو کهفتگه مگر قند در آب افتاده است ۶-مهرد ده ترازو نیهنهنهی مرد را در ترازو نمی گذارند ۷-مایهی ههفت خهزگان شیره مایه هفت دیگ شیر است ۸-ماهی ده دهریا قیمهت کردنه ماهی را در دریا قیمت کردهاند ۹-مانگی ئهلایگ کول کهس دونیگه ماه که برآید همه کس آن را می بینند ۱۰-مهشکهی پر ده دوو بژههنیهی ههدووه هه دوو از مشک پر از دوغ فقط دوغ بدست می آید ۱۱-مهر قهن ده ئاو کهفتگه مگر قند در آب افتاده است ۱۲-مهرد وه بازار یا پول وه بازار مرد به بازار نه پول به بازار ۱۳-مهرد ده ترازو نیهنهنهی مرد را در ترازو نمی گذارند ۱۴-مایهی ههفت خهزگان شیره مایه هفت دیگ شیر است ۱۵-مانگ وه چیهم دیاره وه کلگ هشاره وهی کهن ماه را با چشم می بینند، با انگشت به آن اشاره می کنند ۱۶مامر ئاو خوهیگ رو کهیگو خودا مرغ وقتی آب می خورد رو به خدا می کند ۱۷-مال وه مالخاون حهرامه؟ مال به صاحب مال حرام است؟ ۱۸-مال مهردم و دل بیرهحم مال مردم و دل بی رحم مال گهن وه ریش خاونی مال بد به ریش صاحبش مال خوهی وهی بفروش مالش را به خودش بفروش مال بریاگ ئوشی یا عهلی، دز ئوشی یا عهلی مال باخته گوید یا علی، دزد هم می گوید یا علی اینهم چند ضرب المثل کردی: وهختێكئهزانی مانای حهوسهڵه
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 22:16  توسط لوجار
|
نگاه اجمالیدر آغاز زمانی که اقتصاد برپایه گردآوری خوراک و صید و شکار قرار داشت، انسانها برروی زمین در حال حرکت و کوچ بودند. اقوام شکارگر و گرد آورندگان آذوقه اغلب جایگاه ثابتی نداشتند و همواره در پی صید و شکار و گردآوری آذوقه که معمولا از ریشه گیاهان خوردنی و میوههای جنگلی تشکیل میشد، از سرزمینی به سرزمین دیگر کوچ میکردند. اوضاع و احوال طبیعی در اغلب مناطق چنان بود که تشکیل هر گونه اقامتگاه بزرگ و دائمی را غیرممکن میساخت.آشنا شدن انسان به امور کشاورزی و بارآوردن آذوقه و یافتن سرزمینهای مستعد ، اندک اندک او را از صورت صحرانشینی و بیابان گردی به یکجانشینی و تشکیل سکونتگاههای دائمی و دهکدههای پایدار هدایت کرد. لذا زندگی انسان بر روی زمین به دو گونه صحرانشینی و یکجانشینی پدیدار شده است لیکن میان این دو شکل زندگی حالت یا مرحله دیگری نیز وجود دارد که آن را نیمه کوچندگی یا نیمه یکجانشینی میتوان نامید. نیمه کوچندگی نوعی سکونت دو گانه ییلاق - قشلاقی است و انسانها با این شیوه زندگی نیمی از سال را در دشتها و نیمی دیگر را در کوهستانها میگذرانند و شاید بتوان این نوع زندگی را دو جانشینی یا سکونت دوگانه نیز اطلاق کرد. تاریخچه روستانشینیبه اعتقاد رالف لینتون (Ralph Linton) مولف کتاب معروف شیر تمدن در عصر نوسنگی یا حدود 5000 سال پیش از میلاد در بسیاری از سرزمینها از جمله منطقه آسیای جنوب غربی زندگی ده نشینی برقرار بوده و عموم قبایل مختلف با یک نوع الگوی کلی و متشابه به زندگی خود ادامه میدادند. بنابر تحقیقات باستان شناسان قدیمیترین دهکدههای جهان که تاکنون بوسیله حفاران پیدا شده ، در خاورمیانه واقع است. دو روستا در جارمو (Jarmo) و تپه سربین (Sarabin) واقع در ایران و عراق امروزی نشان میدهد که یکجانشینی با تشکیل اجتماعات روستایی دست کم در 10000 سال پیش آغاز شده است.آخرین تحقیقات باستان شناسان همچنین نشان میدهد که بسیاری از مراکز اجتماعات انسانی از 10000 تا 3500 سال قدمت دارد. مثلا گنج تپه در انتهای شرقی دشت کرمانشاه 8000 سال قبل از میلاد ، تپه گوران لرستان 7000 سال قبل از میلاد ، گوی تپه نزدیک ارومیه 4000 سال قبل از میلاد ، تپه حصار دامغان 4000 سال قبل از میلاد ، تپه حسنلو و عقرب تپه 2000 سال قبل از میلاد ، چراغعلی تپه 1100 سال قبل از میلاد ، املش گیلان 1500 سال قبل از میلاد و همچنین شوش ، تپه گیان نهاوند ، تپه جمشیدی (درشمال خاوری الیشتر) تل بگوم تخت جمشید و کلاردشت هر یک از 1000 تا 3000 سال قبل از میلاد قدمت دارند. دهکدههای ناپایداردهکدههایی هستند که هر چند در آن مختصری کشاورزی میشود، لیکن ساکنان آن زودبه زود تغییرمکان میدهند. نمونه این دهکدهها در ناحیه آمازون و نیز نزد بومیان مالایا وجود داشته است.دهکدههای نیمه پایداردر این نوع دهکدهها انسانها در محلی سکونت میگزینند و تا چند سال آذوقه خود را از زمینهای حاصلخیز اطراف به دست میآورند و سپس به علت کاهش بازدهی زمین و بیمایه شدن خاک ، آن منطقه را ترک میکنند و در سرزمین دیگری ساکن میشوند. این امر در گذشته به خصوص در نواحی کوهستانی جنوب شرقی آسیا وجود داشت.دهکدههای پایداراز زمانی که فنون و ابزار کشاورزی پیشرفت کرد و بویژه در منطقه آسیای جنوب شرقی که زراعت برنج معمول گردید و گاومیش اهلی و خیش اختراع شد و رواج یافت، دهکدههای پایدار پدید آمد. کشت برنج آبی با استفاده از گاومیش زمینه را برای استقرار جمعیتهای انبوه فراهم کرد. همچنین در آسیای جنوب غربی ترکیب غله و گاومیش نیز سبب روی کارآمدن جمعیتهای بزرگ شد
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 20:51  توسط لوجار
|
نمونه ای از کنایات فلکلور روستا - معادل فارسی: خرهمان خر است فقط پالانش عوض شده است. آدم نادان هرپستی بگیرد، عوض نمی شود. - معادل فارسی: نادان با چوب وآدم دانا با یک اشاره. کنایه از این است که هر برخورد ورفتاری متناسب با فرد می باشد. - معادل فارسی: خربارش تفنگ هم باشد گرگ اورا می خورد. کنایه از این است که آدم نادان از فرصت ها و امکاناتش بخوبی استفاده نمی کند. ) معادل فارسی: نان به پیشانی است نه به سیبل. کنایه از روزی به قسمت می باشد نه به گردن کلفتی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 21:58  توسط لوجار
|
تجمع مساکن روستایی بر حسب شرایط اقلیمی و خصوصیات اجتماعی ممکن است چند صورت داشته باشد. درپارهای از روستاها خانههای روستائیان در درون قلعه واقع است و دیوارهای بلندگلی آن را از اطراف احاطه میکند و چهار برج استوانهای بلندتر از دیوار ، در چهار گوشه آن بنا شده است که نگهبانان قلعه ، شبها و زمانی که بیم حمله اقوام بیگانه وجود داشت، در آن جای میگرفتند تا اهالی را از چگونگی هجوم دشمن باخبر سازند. تقسیم روستاهای ایران ازلحاظ شکل سکونت گونه اول گونه دوم روستاهایی است که خانههای روستایی بطور پراکنده و دور از هم در حاشیههای مزارع ، نخلستانها و یا باغها واقعند. نمونه این قبیل روستاها را در مناطق گیلان ، بندرعباس و میناب میتوان یافت. سازمان بندی روستاها در جلگه گیلان توزیع مساکن روستایی در گیلان به گونهای است که از هر لحاظ با شکل آبادیهای ایران مرکزی تفاوت دارد. دهکدهها از خانههای پراکنده و محلههایی تشکیل میشود که از نظر بافت مجزا از یکدیگرند و در مجاورت برنج زارها بطور پراکنده جای دارند. در ایران مرکزی وجود قلعه و تمرکز واحدهای مسکونی به منظور دفاع دسته جمعی اهالی در برابر حملات گروههای کوچنده مهاجم بوده است. اما برای ساکنان روستاهای حاشیه خزر پدیده ناامنی وجود نداشته است و در مقابل ضرورت حفظ مزارع برنج از گزند حیوانات بویژه گراز و نیز تراکم و تنوع کار در زراعت برنج و دشواری رفت و آمد در راههای گل آلود ، تنگ و باریک ایجاب میکند که خانههای روستایی در مجاورت مزارع برنج بطور پراکنده استقرار یابد. عوامل تجمع و پراکندگی مساکن روستایی عامل طبیعی شکل سکونت در دهات با عوامل طبیعی چون آب و خاک ارتباط زیادی دارد. در نواحی کم آب و خشک و نیمه خشک که همکاری جمعی به منظور تهیه آب ضرورت پیدا میکند، عامل آب در تمرکز مساکن روستایی بیشترین تاثیر را دارد و مساکن روستایی به صورت مجتمع پدیدار میشود. مثلا وجود یک چشمه باعث میشود که روستائیان خانههای خود را در اطراف آن بطور متمرکز احداث کنند. در مناطقی که آب قنات استفاده میشود، شکل سکونت اغلب متمرکز است. در بسیاری از مناطق ایران در دشتهای مرکزی و خراسان خاصه در قسمت جنوبی آن مهمترین عاملی که در الگوی سکونت و شکل آن موثر است آب و قنات است. عامل ناامنی عامل دیگری که در پیدایش روستاهای نوع متمرکز موثر بوده است، دفاع و پایداری در برابر نیروهای مهاجم و گروههای غارتگر بود که به صورت صحرانشینان ، ایلات و عشایر چادرنشین یا دستههایی از دشمنان به روستاها حمله میکردند و زندگی مردم را به یغما میبردند. بدین ترتیب دهاتی که در معرض هجوم اقوام صحرانشین و یغماگر قرار گرفتهاند، به ضرورت امر دفاع ، شکل متمرکز و مجتمع به خود گرفتهاند. مثلا روستاهای واقع در دشتهای شمالی اصفهان مانند گز (جز) حصار دارد و راه ورود به ده از دروازههای تنگ میگذرد، همچنین قسمت مرکزی مورچه خورت عبارت است از قلعهای که محل سکونت روستائیان و نگاهداری احشام است. عامل خویشاوندی و طابفهای پارهای گروهها که در میان آنها نظام خویشاوندی نیرومندی وجود دارد و یا اینکه از یک طایفه تشکیل شدهاند، به تجمع گرایش بیشتری دارند و روستاهای متمرکز را بوجود آوردهاند. سکونت اقوام ابتدایی در دهکدهها با روابط خویشاوندی ، آداب و رسوم و فرهنگ مشترک آنها ارتباط مستقیم دارد. افراد هر کلان که دارای یک «توتم» بودند و از فرهنگ مشترک واحدی پیروی میکردند، در یک جا به صورت مجتمع گرد میآمدند تا به راحتی بتوانند مراسم مذهبی ، جشنها و آداب و رسوم مشترک خود را بطور جمعی انجام دهند. عامل مالکیت نوع مالکیت نیز از عواملی است که در تجمع و پراکندگی مساکن روستایی موثر است. در نقاطی که سابقا نظام بزرگ مالکی و ارباب - رعیتی حاکم بود، خانههای ده بیشتر متمرکز و مجتمع است. برعکس دردهاتی که به صورت خرده مالکی اداره میشد و از نظر آبیاری نیز دشواری وجود نداشته است، مساکن روستائیان اغلب بطور پراکنده و در میان مزارع ، نخلستانها و باغها قرار دارد. پس از پیدا شدن مالکیتهای کوچک فردی ، درپارهای از روستاها ، گرایش زیادی در جهت پراکندگی و تفرق واحدهای مسکونی مشاهده میشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:56  توسط لوجار
|
نظام کار در خانوادده روستایی نگرش کلی در خانواده سنتی روستایی فعالیتهای تولیدی بوسیله اعضا و تحت سلسله مراتب و براساس نوعی تقسیم کار صورت میگیرد. هرکدام از اعضای خانواده مرد و زن و کودک در امر تولید وظیفه معینی را بر عهده دارند و برحسب قدرت و توانایی خود سهمی از کار را انجام میدهند. تقسیم کار در میان اعضای خانواده عمدتا برمینای جنس و سن است. با این حال زن و مرد در برخی موارد فعالیت مشترک دارند و کارها را با یکدیگر انجام میدهند. سهم افراد خانواده سنتی روستایی در امر تولید خانگی کار مرد در راس خانواده روستایی پدر (مرد) قرار میگیرد. او دارای دو وظیفه عمده است که برای او دو نوع قدرت ایجاد میکند: یکی قدرت پدری و خانوادگی که هدف آن برقراری نظم و ترتیب و حسن رابطه میان اعضای خانواده و بالاخره ایجاد شرایط مناسبی است که فرزندان طبق الگوهای فرهنگی خاص جامعه و بر اساس ارزشهای موجود و هنجارهای اجتماعی به نسبت ثابت روستایی پرورش شوند. دیگر قدرت مدیریت واحد بهره برداری خانوادگی است که هدفش ایجاد نظام کار در امور تولیدی است. اعضای خانواده تحت نظر پدر نیروهای خود را بطور متمرکز در جهت فعالیتهای اقتصادی بکار میاندازند. کار زن ارزشیابی دقیق از کار زن در خانواده سنتی روستایی امری دشوار به نظر میرسد، زیرا فعالیت زن در خانواده روستایی به گونهای است که خانه داری و کارهای تولیدی را با هم انجام میدهد. زن در عین حال که خانهدار است و در نگاهداری و تعلیم و تربیت اطفال و ظیفه مهمی بر عهده دارد، در امور زراعی ، پرورش دام و طیور ، صنایع دستی و گاه در فروش محصول و خرید مایحتاج خانواده فعالیتهای مختلفی انجام میدهد. بررسیهای انجام شده در هفت منطقه روستایی ایران میزان فعالیت تولیدی زنان را برابر 36.4 درصد نشان میدهد. کار کودکان در بررسیهای جمعیت شناختی سن شروع بکار را 15 سالگی در نظر میگیرند. لکن این امر در جامعه روستایی به علت جوانی جمعیت و نیاز خانواده به نیروی کار انسانی ، کودکان نیز در فعالیتهای اقتصادی شرکت دارند. در واقع سن شروع بکار در خانواده روستایی مشخص نیست. کودکان از وقتی که توانایی انجام کاری را پیدا کردند، در امور اقتصادی به والدین خود کمک میکنند. شرایط خاص کار و زندگی خانواده کشاورز ایجاب میکند که از تمام نیرو و امکانات خود و حتی المقدور از نیروی کار کودکان در امور تولیدی استفاده شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:55  توسط لوجار
|
وضع مسکن در روستا واحدهای مسکونی خانوادههای سنتی روستایی از یک سو تحت تاثیر اقلیم و شرایط محیط طبیعی است و از سوی دیگر با الگوی معیشت خانوادهها ارتباط دارد. بطور عمده خانوادههای روستایی در ساختن مسکن از امکانات محیط پیرامون خود و مواد و مصالحی که طبیعت در اختیار آنان قرار میدهد، استفاده میکنند. وضع مسکن در روستاهای مختلف ایران وضع مسکن در روستاهای جنگلی روستائیان ساکن دهکدههای جنگلی در ساختن خانهها بیشتر چوب بکار میبرند، دیوارها ، کف و سقف اتاق چوبی است، حتی پوشش بسیاری از واحدهای مسکونی مناطق جنگلی از قطعههای تخته بطول 80 تا 90 و عرض 30 تا 40 و قطر 4 سانتیمتر به نام (Lat) تهیه میشود که در پشت بام به شکل خاصی آنها را روی هم سوار میکنند. در گیلان - بویژه ناحیههای جنگلی - استخوان بندی خانههای سنتی از جنس چوب و پوشش بامها از مواد گیاهی (گالی) است. وضع مسکن در روستاهای کوهستانی در روستاهای مناطق کوهستانی سنگ و گل مصالح عمده ساختمانهای سنتی را تشکیل میدهد. در دشتهای مرکزی و سرزمینهای حاشیه کویر ، خانهها خشت و گلی و با دیوارهای ضخیم ساخته میشود و اغلب به صورت سقف گنبدی (ضربی) یا گهوارهای است تا گرمای محیط به درون اتاق نفوذ نکند. بر بالای بام بعضی خانهها بادگیرهایی جهت تهویه هوا ایجاد شده است. وضع مسکن در مناطق نیمه خشک در منطق نیمه خشک ایران گاه ساختمانهای بلندی با حجم زیاد دیده میشود که در وسط کف آن حوض بزرگی وجود دارد. این نوع بناها که به حوض خانه معروف است هوای خنکی دارد و تابستانها برای حفظ بدن از گرمای طاقت فرسای محیط مورد استفاده خانواده قرار میگیرد. در اورازان دهکدهای از طالقان واحدهای مسکونی قدیمی عمدتا گلی است، پوشش سقف خانهها تیرچوبی و کاه گلی است و دیوارها تا کمر از سنگ و باقی با گل چینه است. در خانههای نوساز آجر و بعضا تیرآهن هم به کار رفته است. ویژگی اساسی مساکن روستایی ویژگی اساسی مساکن روستایی اختلاط فضای کار تولیدی و فضای مسکونی است. شرایط تغییر و دگرگونی در وضع مساکن روستایی در سالهای اخیر تغییرات و دگرگونیهای زیادی در وضع مسکنهای روستایی پدید آمده است. بر اثر بهبود نسبی وضع اقتصادی خانوادهها در نتیجه افزایش قیمت محصولات کشاورزی و نیز به دست آوردن در آمدهای غیر کشاورزی ، کم و بیش نوسازی در روستا آغاز گردید و گروههای زیاد از خانوادههای روستایی در واحدهای مسکونی خود تغییراتی ایجاد کردهاند.
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 12:54  توسط لوجار
|
معرفی اسامی قسمتهای مختلف روستا قسمت دوم 1-بان چیمان: منطقهای خوش آب و هوا است که دارای چشمه ای آب است در قدیمها آب آن زیاد بو باغهای قشنگی در جلوی این چشمه قرار داشت ولی در حال حاضر بعلت خشکسالی تعداددرختان ان کمتر شده است و مفرج گاه خوبی برای تفریح واستراحت در فصل بهار وتابستان میباشددر زمانهای نه چندان قدیم بوستان گرکه های آن زبان زد تمام مردم منطقه بود تعداد زیادی از مردم روستا روز سیزده بدر را دراین منطقه به غروب میرساندند 2-شمال بشی: به زمینهای حد فاصل بان چیمان تا بانرقان را شمال بشی مینامند وعلت نامگذاری اینمنطق از زمینها به این علت است که در هنگام تقسیم اراضی زمینهای این منطقه بصورت افق در دامنه کوه لوجار قرار گرفته است زمینهای این منطقه نسبتا" حاصلخیز میباشت این منطقه از جنوب به جال هنجیریل و از شمال به کوه لوجار ختم میشود زمینهای این به شکل مثلث میباشد که قائده ان در شمال ودر دامنه کوه کوجار قرارر دارد و رائس آن از برخورد دره بان چیمان ودره چال هنیجیریل به وجود می آید در قسمت پاین این زمینه یک اصله درخت زالزالک قراردارد که مشهور میباشد 3- بانرقان: منطقه ای سنگلاخی است که بر خلاف شمال بشی راس آن به صرف بالا و قائده ان در پاین میباشد که در قسمت ظلع جنوب غربی این منطقه روستای وندرنی علیا قرار دارد در این منطقه هرچه بطرف راس میروی زمین زراعی کمتری وجود دارددرقسمت رائس آن چشمه آبی وجد دارد که از سال های قدیم تاامسال آب آشامیدنی روستا از آنجا تامین میشد تا چند سال پیش باغه معروف پای چمن در قسمت شمال روستا قرارداشت که در چند سال اخیر بعلت خشکسالی درختهای آن به کلی خشک شده وحالا به صورت زمین زراعی در آمده است
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 0:5  توسط لوجار
|
بسمه تعالی اسامی قسمتهای روستا قسمت اول سلام به تمامی هم روستائی های عزیزم در سرتاسر کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران امروز می خواهم تعدادی از اسامی زمینها کوها وجوهای آب را برایتان یاد آور شوم اول از پائین روستا شروع میکنم 1-شخصگه: پلی است بین روستای ساکنه و وندرنی علیا این قسمت توسط مرحوم مشهدی صیدمراد محمودی نامگذاری شد و مدت زمانی مکانی زیارتی محسوب میشد که حالا اپری زان باقی نمانده است 2-جویله شاجو:جوب شاهجو این جوب دقیقا" از پائین روستا سرچشمه میگرد وتا روستای وندرنی سفلی ادامه پیدا میکند و از پرآب ترین جوبهای روستا میباشد 3-چال چنار: منطقه ای بین روستای ساکنه و وندرنی علیا میباشد که زمینهای حاصلخیزی دارد ولی آب جوبهای آن بسیار کم است وبیشتراین زمینه دیم هستند واین قسمت توسط دو جوب اب مشروب میشود 1-جویلیه باریکه2- جویلیه جنار 4- خوشه رته: تپهای است کهاز شمال غربی روستا بصورت سعودی تا خورتاو ساکنه ادامه پیدامیکند که در بهار هرسال بچه برای چیدن کنکر و پیشوک حتما سری به آنجا میزنند وهرکس که این را بخواند حتما مدتی در فکر بچه گی خودش فروخواهد رفت ویادسیخ دزدیه ازروی تنورمادرش میافتد که با خودش به خوشه رته برده است
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 21:30  توسط لوجار
|
|
|